در شبیهسازی Immersed Solid، شبکهبندی تفاوت مهمی با روشهای معمول مدلسازی جسم جامد دارد. در این رویکرد، یک دامنه بهعنوان Immersed Solid Domain درون دامنه سیال قرار میگیرد و در طول حل، CFX تشخیص میدهد کدام بخش از شبکه سیال با جسم غوطهور همپوشانی دارد. سپس با استفاده از منبع مومنتوم، سرعت سیال در ناحیه داخلی جسم به سمت سرعت جسم هدایت میشود. بنابراین کیفیت و نحوه ایجاد شبکه همپوشان، بخش مهمی از دقت مدل محسوب میشود.
مفهوم شبکه همپوشان در Immersed Solid
در یک مدل Immersed Solid، دو شبکه اصلی قابل تشخیص هستند: شبکه دامنه سیال و شبکه دامنه جسم غوطهور. این دو شبکه الزاماً منطبق یا دارای توپولوژی یکسان نیستند و جسم غوطهور میتواند درون شبکه سیال قرار گرفته و با آن همپوشانی داشته باشد.
در واقع، CFX در هر گام زمانی موقعیت جسم را بهروزرسانی کرده و مشخص میکند کدام گرههای شبکه سیال در داخل جسم قرار گرفتهاند. این اطلاعات برای اعمال منبع مومنتوم و ایجاد رفتار مشابه یک جسم صلب در میدان جریان استفاده میشود.
شبکهبندی دامنه سیال
شبکه دامنه سیال باید بتواند تغییرات میدان سرعت و فشار را در اطراف جسم به اندازه کافی ثبت کند. اهمیت این موضوع در نزدیکی مرز Immersed Solid بیشتر است، زیرا متغیرهای میدان در اطراف این مرز از طریق درونیابی با سطح جسم مرتبط میشوند.
بر اساس راهنمای ANSYS، شبکه سیال در اطراف جسم باید به اندازهای ریز باشد که درونیابی گرههای نزدیک مرز با دقت مناسبی انجام شود. در مستندات CFX توصیه شده است که در اطراف مرز جسم، تعداد کافی المان سیال وجود داشته باشد؛ بهطور مشخص، حداقل حدود ۱۰ المان سیال در هر طرف مرز جسم بهعنوان یک راهنمای مناسب مطرح شده است.
شبکهبندی دامنه Immersed Solid
برخلاف شبکه سیال، شبکه داخل خود جسم غوطهور الزاماً به وضوح بسیار بالا نیاز ندارد. اهمیت اصلی این شبکه در نمایش دقیق شکل و مرز جسم است.
در مستندات ANSYS تأکید شده است که مش Immersed Solid در نزدیکی مرز باید به اندازه کافی ریز باشد تا هندسه مرز جسم بهدرستی بازنمایی شود، در حالی که مش داخل حجم جسم میتواند نسبتاً درشتتر باشد. بنابراین استفاده از یک مش یکنواخت و بسیار ریز در تمام حجم جسم لزوماً بهترین راهکار نیست و میتوان منابع محاسباتی را بیشتر در ناحیه مرزی متمرکز کرد.
اهمیت کیفیت مش در ناحیه همپوشانی
در Immersed Solid، مسئله اصلی فقط تعداد المانها نیست؛ بلکه رابطه اندازه المانهای دو شبکه در نزدیکی مرز جسم نیز اهمیت دارد.
CFX برای ارتباط میان گرههای سیال و مرز Immersed Solid از روشهای مختلفی برای جستوجو و تصویرکردن نقاط نزدیک مرز استفاده میکند. در روش Search Through Elements، اندازه المانهای Immersed Solid در راستای عمود بر مرز باید نسبت به المانهای سیال نزدیک مرز مناسب باشد تا گرههای سیال در محدوده لایه بیرونی المانهای جسم قرار بگیرند. در روش Boundary Face Extrusion نیز فاصله اکستروژن باید نسبت به اندازه المانهای سیال اطراف کافی باشد.
این موضوع نشان میدهد که طراحی مش در Immersed Solid باید بهصورت دو شبکه مرتبط با یکدیگر انجام شود، نه بهصورت مستقل.
روشهای نمایش و دنبالکردن مرز جسم
یکی از تفاوتهای اساسی Immersed Solid با روشهای مبتنی بر دیواره متحرک این است که سطح جسم بهصورت یک Wall صریح و منطبق با مش سیال Resolve نمیشود. به همین دلیل، CFX برای تشخیص وضعیت نقاط نسبت به جسم از مفهوم تابع Inside استفاده میکند.
در نتایج، متغیر Inside [domain name] مشخص میکند که یک گره در داخل یا خارج از دامنه جسم غوطهور قرار گرفته است. این قابلیت میتواند در بررسی کیفیت همپوشانی شبکه و کنترل موقعیت جسم در مراحل مختلف تحلیل مفید باشد.
شبکهبندی برای جسم متحرک
وقتی Immersed Solid در یک تحلیل گذرا حرکت میکند، شبکه سیال ثابت باقی میماند و موقعیت جسم در گامهای زمانی مختلف تغییر میکند. CFX در ابتدای هر گام زمانی موقعیت جدید Immersed Solid را بهروزرسانی کرده و نقاط سیال داخل جسم را مجدداً تعیین میکند.
بنابراین شبکه سیال باید نه فقط برای موقعیت اولیه، بلکه برای محدوده کامل حرکت مورد انتظار جسم مناسب باشد. اگر جسم در طول تحلیل به نواحی بسیار متفاوتی از دامنه منتقل شود، کیفیت شبکه در تمام مسیر حرکت باید مورد توجه قرار گیرد.
بررسی کیفیت شبکه پیش از حل
پیش از اجرای حل، بررسی چند موضوع اهمیت ویژهای دارد: شکل هندسی صحیح جسم، کافیبودن رزولوشن مرز، ریزبودن مناسب مش سیال اطراف جسم و جلوگیری از برخورد جسم با مرزهای دامنه یا سایر نواحی نامعتبر.
طبق مستندات ANSYS، Immersed Solid نباید از مرزهای Fluid Domain عبور کند یا با Solid Domain یا Immersed Solid دیگری برخورد نامعتبر داشته باشد. همچنین ایجاد Domain Interface میان Immersed Solid و Fluid Domain لازم نیست.
در نتیجه، یک شبکه ظاهراً باکیفیت، اگر نسبت مناسبی میان مش سیال و مش جسم ایجاد نکند، الزاماً به معنای یک مدل Immersed Solid دقیق نیست.
تأثیر شبکه بر دقت نیرو و گشتاور
یکی از اهداف اصلی شبیهسازی جسم غوطهور، محاسبه نیروها و گشتاورهای هیدرودینامیکی است. کیفیت مش نزدیک جسم مستقیماً بر کیفیت میدان سرعت و فشار اطراف مرز اثر میگذارد و در نتیجه میتواند بر پیشبینی Drag، Lift، نیروی شناوری و Torque تأثیرگذار باشد.
این موضوع در Immersed Solid اهمیت بیشتری دارد، زیرا سطح جامد بهصورت مستقیم توسط مش سیال Resolve نمیشود و ANSYS نیز هشدار میدهد که نیروها و گشتاورهای محاسبهشده روی Immersed Solid میتوانند از نظر سهم ویسکوز و اثرات نزدیک دیواره محدودیت دقت داشته باشند.
جمعبندی
تولید مش برای Immersed Solid را باید بر اساس یک اصل کلیدی انجام داد: شبکه جسم و شبکه سیال باید از نظر اندازه و کیفیت در ناحیه مرزی با یکدیگر سازگار باشند. مش داخلی جسم میتواند نسبتاً درشت باشد، اما مرز جسم باید بهخوبی Resolve شود و شبکه سیال اطراف آن نیز وضوح کافی داشته باشد.
در تحلیل جسم متحرک، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا جسم در طول زمان نسبت به شبکه ثابت سیال جابهجا میشود. بنابراین کیفیت مش باید در کل محدوده حرکت جسم قابل قبول باقی بماند. در نهایت، یک شبکه مناسب پایهای برای پیشبینی معتبر میدان جریان، نیروها، گشتاورها و رفتار دینامیکی جسم غوطهور در ANSYS CFX خواهد بود.
کلیدواژه ها : تولید مش Immersed Solid-Meshing Immersed Solid-شبکه بندی جسم غوطه ور-Immersed Solid Mesh-مش همپوشان-Overlapping Mesh-شبکه دامنه سیال-Fluid Domain Mesh-شبکه دامنه جسم-Solid Domain Mesh-مش اطراف جسم-Mesh Around Body-کیفیت مش-Mesh Quality-رزولوشن مرز جسم-Immersed Boundary Resolution-شبکه بندی جسم متحرک-Moving Body Meshing-شبکه بندی دینامیکی-Dynamic Meshing-شبکه سیال اطراف جسم-Fluid Mesh Around Body-درون یابی شبکه-Flow Field Interpolation-تابع Inside در CFX-Inside Function CFX-حرکت جسم غوطه ور-Immersed Body Motion-دینامیک جسم صلب-Rigid Body Dynamics-نیروی هیدرودینامیکی-Hydrodynamic Force-گشتاور هیدرودینامیکی-Hydrodynamic Torque-شبیه سازی Immersed Solid-Immersed Solid Simulation-ANSYS CFX-انسیس سیافایکس