چطور اندازه بازار در بخشهای بالادستی را محاسبه کنیم؟
محاسبه اندازه بازار در بخشهای بالادستی یکی از مراحل مهم در تحلیل بازار و طراحی مدل کسبوکار است. بخشهای بالادستی معمولاً به بخشهایی از زنجیره ارزش گفته میشود که قبل از تولید یا ارائه محصول نهایی قرار دارند؛ مانند تأمینکنندگان مواد اولیه، تولیدکنندگان فناوری، یا ارائهدهندگان زیرساختهای تخصصی. شناخت اندازه این بازارها کمک میکند کسبوکارها فرصتهای رشد، ظرفیت تقاضا و میزان سرمایهگذاری مناسب را بهتر ارزیابی کنند.
اولین گام در محاسبه اندازه بازار، تعریف دقیق حوزه بازار است. باید مشخص شود که بازار مورد بررسی دقیقاً چه محصول یا خدمتی را شامل میشود، در چه محدوده جغرافیایی قرار دارد و چه نوع مشتریانی در آن حضور دارند. در بخشهای بالادستی معمولاً مشتریان، شرکتها یا سازمانهایی هستند که از این محصولات یا خدمات در فرآیند تولید یا ارائه خدمات خود استفاده میکنند.
گام بعدی شناسایی بازیگران اصلی بازار است. در این مرحله باید شرکتها، تأمینکنندگان، تولیدکنندگان و سایر فعالان مهم بازار شناسایی شوند. بررسی ظرفیت تولید، میزان فروش یا سهم بازار این بازیگران میتواند دید مناسبی از حجم کلی بازار ارائه دهد. گاهی اطلاعات مربوط به این شرکتها از گزارشهای صنعتی، پایگاههای داده اقتصادی یا گزارشهای مالی شرکتها قابل استخراج است.
روش رایج برای محاسبه اندازه بازار در بخشهای بالادستی استفاده از دو رویکرد بالا به پایین (Top-Down) و پایین به بالا (Bottom-Up) است. در روش بالا به پایین ابتدا اندازه کل بازار صنعت یا بخش اصلی مشخص میشود و سپس با استفاده از نسبتها یا سهم هر زیربخش، اندازه بازار بخش بالادستی تخمین زده میشود. این روش بیشتر بر اساس دادههای کلان اقتصادی و گزارشهای صنعتی انجام میشود.
در روش پایین به بالا، محاسبه از سطح کوچکتر آغاز میشود. در این روش ابتدا تعداد مشتریان بالقوه یا تعداد شرکتهای فعال در بخش پاییندستی مشخص میشود و سپس میزان مصرف هر یک از آنها از محصول یا خدمت مورد نظر برآورد میشود. با ضرب تعداد مشتریان در میزان مصرف یا خرید آنها میتوان اندازه تقریبی بازار را محاسبه کرد. این روش معمولاً دقت بیشتری دارد زیرا بر پایه دادههای واقعی بازار انجام میشود.
یکی دیگر از روشهای مفید تحلیل زنجیره ارزش است. در این روش بررسی میشود که هر بخش از زنجیره تولید چه مقدار ارزش یا هزینه را به خود اختصاص میدهد. با تحلیل سهم هر بخش از هزینه یا ارزش نهایی محصول، میتوان اندازه بازار در بخشهای بالادستی را تخمین زد. این روش بهویژه در صنایع تولیدی و فناوری کاربرد زیادی دارد.
در کنار این روشها، استفاده از دادههای ثانویه و گزارشهای صنعتی نیز بسیار مهم است. گزارشهای بازار، آمارهای دولتی، دادههای انجمنهای صنعتی و گزارشهای تحقیقاتی میتوانند اطلاعات ارزشمندی درباره حجم بازار، نرخ رشد و روندهای آینده ارائه دهند. ترکیب این دادهها با تحلیل داخلی سازمان باعث افزایش دقت برآورد اندازه بازار میشود.
در نهایت، اندازه بازار معمولاً در سه سطح تحلیل میشود. سطح اول بازار کل بالقوه (Total Addressable Market یا TAM) است که نشاندهنده کل تقاضای بالقوه برای یک محصول یا خدمت در بازار است. سطح دوم بازار قابل دسترس (Serviceable Available Market یا SAM) است که بخشی از بازار کل محسوب میشود که با توجه به مدل کسبوکار و محدوده جغرافیایی قابل دسترسی است. سطح سوم بازار قابل دستیابی (Serviceable Obtainable Market یا SOM) است که سهم واقعی بازاری است که یک کسبوکار میتواند در کوتاهمدت یا میانمدت به دست آورد.
محاسبه دقیق اندازه بازار در بخشهای بالادستی به کسبوکارها کمک میکند تا تصمیمات بهتری درباره سرمایهگذاری، توسعه محصول، ورود به بازار و انتخاب شرکای تجاری اتخاذ کنند. این تحلیل همچنین به درک بهتر ساختار صنعت و شناسایی فرصتهای رشد در زنجیره ارزش کمک میکند.
کلیدواژه ها : مدل کسبوکار-طراحی سیستم بازار-اندازه بازار-تحلیل بازار-بخشهای بالادستی-زنجیره ارزش-تحلیل صنعت-بازار کل بالقوه-TAM-SAM-SOM-تحلیل تقاضا-تحلیل عرضه-استراتژی بازار-تحلیل فرصت بازار-بازار B2B-تحقیقات بازار