در شبیه‌سازی‌های احتراق، دقت و صحت نتایج به شدت به کیفیت هندسه و مش‌بندی دامنه سیال بستگی دارد. این مرحله، سنگ بنای یک شبیه‌سازی CFD موفق است، به ویژه در احتراق که شامل پدیده‌های پیچیده فیزیکی و شیمیایی با گرادیان‌های فضایی بسیار تند است.

۱. ترسیم هندسه محفظه احتراق دو بعدی

هندسه یک محفظه احتراق دو بعدی باید تمامی اجزای حیاتی سیستم را که بر جریان سیال، اختلاط، احتراق و انتقال حرارت تأثیر می‌گذارند، به دقت مدل‌سازی کند. نرم‌افزارهایی مانند ANSYS DesignModeler یا SpaceClaim ابزارهای مناسبی برای این منظور هستند.

الف. اصول طراحی هندسه دو بعدی:

  • سادگی و دقت: هندسه باید تا حد امکان ساده باشد، اما جزئیات مهمی مانند ورودی‌های سوخت و اکسیدکننده، زوایای دیواره‌ها، و خروجی‌ها باید با دقت بالا مدل شوند. برای شبیه‌سازی دو بعدی، اغلب از یک برش مقطعی (Cross-Section) از یک محفظه سه‌بعدی واقعی استفاده می‌شود.
  • تعریف ورودی‌ها و خروجی‌ها: باید نواحی جداگانه‌ای برای ورودی سوخت، ورودی اکسیدکننده (هوا) و خروجی محصولات احتراق در نظر گرفته شود. ابعاد و موقعیت این ورودی‌ها و خروجی‌ها تأثیر مستقیمی بر الگوی جریان و اختلاط اولیه دارند.
  • دیواره‌های محفظه: دیواره‌های محفظه احتراق باید به وضوح تعریف شوند. در شبیه‌سازی دو بعدی، این دیواره‌ها خطوطی هستند که سیال را محصور می‌کنند.
  • استفاده از “Named Selections”: در نرم‌افزارهای CAD مربوط به ANSYS، حتماً باید برای هر مرز فیزیکی (مانند ورودی سوخت، ورودی هوا، خروجی، دیواره‌های بالایی/پایینی) یک “Named Selection” اختصاصی ایجاد شود. این نام‌گذاری‌ها در مراحل بعدی (Fluent) برای اعمال شرایط مرزی به شدت ضروری هستند و از بروز خطا جلوگیری می‌کنند. به عنوان مثال: fuel_inlet, air_inlet, outlet, wall_top, wall_bottom.

ب. مثال رایج برای هندسه محفظه احتراق دو بعدی:

تصور کنید یک محفظه احتراق مستطیلی ساده داریم که در آن سوخت و هوا از سمت چپ وارد شده و محصولات احتراق از سمت راست خارج می‌شوند.

  1. رسم یک مستطیل: در DesignModeler، یک صفحه (مثلاً XY Plane) را انتخاب کرده و یک طرح (Sketch) جدید ایجاد کنید. با استفاده از ابزار “Rectangle”، یک مستطیل با ابعاد مناسب رسم کنید. این مستطیل، دامنه اصلی سیال شما خواهد بود.
  2. ایجاد ورودی‌ها و خروجی‌ها: با استفاده از ابزار “Line” در طرح، خطوطی را برای تقسیم‌بندی سمت چپ مستطیل به ورودی سوخت و هوا و سمت راست آن به خروجی رسم کنید.
  3. ایجاد سطوح (Surface From Sketches): پس از اتمام طرح‌ریزی، از طرح ایجاد شده یک سطح (Surface) تولید کنید. این سطح، دامنه محاسباتی دو بعدی شماست.
  4. تعریف Named Selections: مهمترین مرحله در DesignModeler. خطوط مربوط به ورودی سوخت، ورودی هوا، خروجی و دیواره‌های بالایی و پایینی را انتخاب کرده و برای هر کدام یک “Named Selection” با نام گویا ایجاد کنید.

۲. مش‌بندی محفظه دو بعدی برای احتراق

مش‌بندی برای شبیه‌سازی احتراق به دلیل پیچیدگی فیزیک و شیمی، نیازمند رویکردی متفاوت و دقیق‌تر نسبت به جریان‌های تک فاز ساده است. گرادیان‌های تند دما، غلظت گونه‌ها، و سرعت در ناحیه شعله (Flame Zone) ایجاب می‌کند که مش در این نواحی بسیار ریز باشد.

الف. ملاحظات کلی مش‌بندی:

  • چگالی مش (Mesh Density): به طور کلی، هر چه مش ریزتر باشد، نتایج دقیق‌تر خواهند بود، اما هزینه محاسباتی به شدت افزایش می‌یابد. باید تعادلی بین دقت و هزینه برقرار شود.
  • کیفیت مش (Mesh Quality): کیفیت مش از اهمیت بالایی برخوردار است. سلول‌های با کیفیت پایین (مانند سلول‌های بسیار کج یا با نسبت ابعاد بالا) می‌توانند منجر به ناپایداری حل یا نتایج نادرست شوند. معیارهای کیفیت مش شامل “Orthogonal Quality”، “Skewness” و “Aspect Ratio” هستند. در شبیه‌سازی احتراق، سعی کنید Orthogonal Quality را تا حد امکان به ۱ نزدیک کرده و Skewness را پایین‌تر از ۰.۸۵ و Aspect Ratio را در نواحی مهم زیر ۵ نگه دارید.
  • مش‌بندی سازمان‌یافته (Structured Mesh) در مقابل بی‌سازمان (Unstructured Mesh):
  • مش سازمان‌یافته: در هندسه‌های ساده (مانند مستطیل یا کانال‌های صاف)، مش سازمان‌یافته (مانند مش‌های چهارضلعی/Quad) به دلیل کیفیت بالا، همگرایی بهتر و دقت بالاتر ترجیح داده می‌شود.
  • مش بی‌سازمان: برای هندسه‌های پیچیده‌تر، مش بی‌سازمان (مانند مش‌های مثلثی/Tri) انعطاف‌پذیری بیشتری را فراهم می‌کند.

ب. استراتژی‌های مش‌بندی خاص احتراق:

  1. ریزسازی مش در ناحیه شعله (Flame Zone Refinement):
  • اهمیت: این مهمترین نکته در مش‌بندی برای احتراق است. ناحیه شعله با تغییرات ناگهانی و شدید دما و غلظت گونه‌ها مشخص می‌شود. برای ثبت دقیق این گرادیان‌ها، مش در این ناحیه باید به شدت ریز شود.
  • روش‌ها:
  • Body Sizing / Face Sizing: اگر محل تقریبی شعله از قبل مشخص است، می‌توان یک “Body of Influence” (مثلاً یک مستطیل کوچک) را در هندسه ایجاد کرد و برای آن Body Sizing خاص اعمال نمود. یا می‌توان یک منطقه خاص از سطح را انتخاب کرده و Face Sizing برای آن اعمال کرد.
  • Edge Sizing: در ورودی‌ها و خروجی‌ها و مرزهایی که نیاز به ریزسازی دارند.
  • Inflation Layers (لایه بادی): در نزدیکی دیواره‌ها (خطوط دیواره در 2D)، برای ثبت دقیق لایه مرزی سیالاتی و حرارتی، باید لایه‌های بادی ایجاد شود. این لایه‌ها شامل سلول‌های مستطیلی بسیار ریز با رشد تدریجی ضخامت در جهت عمود بر دیواره هستند. این کار برای مدل‌سازی دقیق انتقال حرارت به دیواره و همچنین رفتار جریان در نزدیکی دیواره حیاتی است.
  • Adaptive Meshing (مش‌بندی تطبیقی): Fluent قابلیت مش‌بندی تطبیقی را دارد که در آن مش در طول حل بر اساس گرادیان‌های دما، سرعت، یا غلظت گونه‌ها به طور خودکار ریزتر می‌شود. این یک ابزار بسیار قدرتمند برای احتراق است، زیرا نیازی به حدس زدن دقیق محل شعله از قبل نیست.
  1. چگالی مش در ورودی‌ها: در ورودی‌های سوخت و هوا، چگالی مش باید کافی باشد تا پروفایل‌های سرعت و غلظت گونه‌ها به درستی وارد دامنه شوند.

  2. انتخاب نوع سلول:

  • برای هندسه‌های دو بعدی، سلول‌های چهارضلعی (Quad) معمولاً بهتر از مثلثی (Tri) عمل می‌کنند، به ویژه در لایه‌های مرزی و نواحی با جریان همسو.
  • ترکیب Quads در نواحی منظم و Tris در نواحی نامنظم نیز یک استراتژی رایج است.

ج. گام‌های عملی در ANSYS Meshing:

  1. وارد کردن هندسه: هندسه ایجاد شده در DesignModeler را به ANSYS Meshing منتقل کنید.
  2. تنظیمات کلی مش (Global Mesh Settings): اندازه کلی سلول‌ها (Element Size) را تنظیم کنید.
  3. اعمال Sizing محلی (Local Sizing):
  • برای دیواره‌ها، گزینه “Inflation” را فعال کنید و تعداد لایه‌ها و رشد ضخامت اولین لایه را مشخص کنید (معمولاً بر اساس y+y^+y+).
  • برای مناطق مورد انتظار شعله، از “Face Sizing” یا “Body Sizing” با اندازه سلول بسیار کوچک‌تر استفاده کنید.
  • می‌توانید از “Edge Sizing” برای ریزسازی دقیق در لبه‌های خاص (مانند لبه‌های ورودی/خروجی) نیز استفاده کنید.
  1. ایجاد مش (Generate Mesh): پس از اعمال تمامی تنظیمات، مش را ایجاد کنید.
  2. بررسی کیفیت مش (Check Mesh Quality): بسیار مهم است که پس از ایجاد مش، کیفیت آن را با استفاده از معیارهای “Orthogonal Quality” و “Skewness” بررسی کنید. هر گونه سلول با کیفیت پایین باید با تغییر تنظیمات مش‌بندی (مانند ریزتر کردن مش، تغییر نوع مش‌بندی) اصلاح شود تا زمانی که کیفیت مش در محدوده قابل قبول قرار گیرد.

کیفیت مش‌بندی نه تنها بر دقت نتایج تأثیر می‌گذارد، بلکه می‌تواند بر همگرایی حل نیز تأثیر بسزایی داشته باشد. مش خوب، به ویژه در مسائل احتراق، می‌تواند تفاوت بین یک شبیه‌سازی موفق و یک شبیه‌سازی واگرا یا نادرست باشد.

کلیدواژه ها : ترسیم هندسه-Geometry-مش بندی-Meshing-احتراق-Combustion-انسیس فلوئنت-ANSYS Fluent-دو بعدی-2D-محفظه احتراق-Combustion Chamber-DesignModeler-SpaceClaim-Named Selections-ریزسازی مش-Mesh Refinement-ناحیه شعله-Flame Zone-لایه مرزی-Boundary Layer-Inflation-Orthogonal Quality-Skewness-Aspect Ratio-مش سازمان یافته-Structured Mesh-مش بی سازمان-Unstructured Mesh-Adaptive Meshing-کیفیت مش-Mesh Quality